از فرمان مالک اشتر تا مسئولیت امروز؛ بازخوانی شکاف های اجتماعی و راه های ترمیم اعتماد عمومی در چارچوب حکمرانی اسلامی
نامه 53 نهج البلاغه تصویری روشن از حکمرانی اسلامی ارائه می دهد؛ حکمرانی ای که در آن قدرت هدف نیست، بلکه وسیله ای برای تحقق عدالت، حفظ کرامت انسان و خدمت به مردم است. در این نگاه، مسئولیت حکمرانان امانتی الهی است و مدیران باید خود را هم سطح ضعیف ترین اقشار جامعه بدانند. رهبر معظم انقلاب نیز با ساده زیستی شخصی و سفارش های مکرر به مسئولان درباره عدالت، انصاف، مردمی بودن، شایسته سالاری و اعتماد به جوانان، همین مسیر حکمرانی اسلامی را یادآوری کرده اند. با این حال، وجود شکاف های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نشان می دهد که فاصله ای میان این آموزه ها و اجرای عملی آن ها شکل گرفته است. بخش مهمی از نارضایتی مردم نه از اصل نظام، بلکه از ضعف کارآمدی، تبعیض، و احساس بی عدالتی ناشی می شود.
مردم ایران از آغاز انقلاب با انگیزه عدالت، استقلال و عزت ملی همراه نظام بوده اند و امروز نیز همین مطالبات را دنبال می کنند. اعتراض های اجتماعی عمدتاً ریشه در فشار معیشتی، تورم، بیکاری، فساد اداری و نبود فرصت های برابر دارد. در عین حال، اکثریت جامعه با اغتشاش، تروریسم، تجزیه طلبی و دخالت بیگانگان مخالف اند. تجربه جنگ 12روزه و واکنش مردم به حمله رژیم صهیونیستی نشان داد که در لحظات حساس، جامعه ایرانی فارغ از اختلاف های داخلی، متحد و منسجم در برابر استعمار می ایستد. این واقعیت نشان می دهد سرمایه اجتماعی هنوز پابرجاست، اما اگر به مطالبات مشروع مردم پاسخ داده نشود، این سرمایه به تدریج فرسوده خواهد شد.
یکی از محورهای اصلی نامه 53، عدالت فراگیر است؛ عدالتی که تنها به قوه قضاییه محدود نمی شود، بلکه اقتصاد، توزیع منابع، سیاست گذاری و رفتار مدیران را نیز در بر می گیرد. مردم زمانی احساس تعلق و اعتماد می کنند که ببینند فشارها به طور منصفانه تقسیم شده، برخورد با فساد گزینشی نیست و تصمیم ها به سود عموم جامعه اتخاذ می شود، نه حلقه های خاص قدرت و ثروت. شکاف طبقاتی، رشد هزینه های زندگی و ضعف حمایت از اقشار آسیب پذیر، احساس تبعیض را تشدید کرده است. راهکار حکمرانی اسلامی در این حوزه روشن است: اولویت دادن به معیشت مردم، اصلاح ساختارهای اقتصادی ناکارآمد، شفاف سازی بودجه ها، و مبارزه بی ملاحظه با فساد، بدون ملاحظه جایگاه افراد.
نامه 53 همچنین بر شایسته سالاری و نظارت مستمر تأکید دارد. انتخاب مدیران باید بر پایه تخصص، پاکدستی و توان اجرایی باشد، نه روابط جناحی یا ملاحظات سیاسی. رهبر انقلاب بارها بر میدان دادن به جوانان و نخبگان تأکید کرده اند، اما در عمل هنوز شاهد تکرار مدیران کم اثر و بسته بودن مسیر ارتقای نیروهای تازه نفس هستیم. این وضعیت هم بهره وری نظام اداری را کاهش داده و هم امید نسل جوان را تضعیف کرده است. حکمرانی اسلامی اقتضا می کند سازوکارهای ارزیابی عملکرد تقویت شود، مدیران ناکارآمد کنار گذاشته شوند، و به نسل جدید اعتماد واقعی داده شود تا احساس مشارکت و مسئولیت پذیری در جامعه افزایش یابد.
از سوی دیگر، ضعف شفافیت و پاسخگویی برخی مسئولان موجب تشدید بی اعتمادی شده است. مردم انتظار دارند مسئولان درباره تصمیم ها، هزینه ها و نتایج سیاست ها به صورت روشن با جامعه سخن بگویند و سبک زندگی آنان با شرایط عمومی مردم همخوان باشد. فاصله گرفتن مدیران از زیست مردمی، یکی از عوامل اصلی گسست عاطفی جامعه با حاکمیت است. در چارچوب حکمرانی اسلامی، مسئول باید در دسترس مردم باشد، صدای محرومان را بشنود و از پشت دیوارهای اداری فاصله بگیرد.
در این میان، آمریکا و اروپا تلاش می کنند از همین شکاف ها سوءاستفاده کنند. آنان با ابزار رسانه، شبکه های اجتماعی و عملیات روانی، نارضایتی های واقعی را به سمت ناامیدی، بی اعتمادی و گسست هویتی سوق می دهند و به ویژه جوانان و نخبگان را هدف قرار می دهند تا با بزرگ نمایی ضعف ها و سانسور پیشرفت ها، آینده کشور را تاریک جلوه دهند. هدف نهایی این جریان ها تضعیف انسجام ملی و مشروعیت نظام است. مقابله با این پروژه، صرفاً امنیتی نیست؛ بلکه نیازمند اصلاح درونی، پاسخگویی صادقانه، ارتقای عدالت اجتماعی و تقویت امید عمومی است.