news-details

«پشتِ پرده نشست سالانه رئیس جمهور آمریکا( State of the Union) روایت پردازی قدرت و صف آرایی دیپلماتیک علیه ایران»

در نشست سالانه رئیس جمهور آمریکا در کنگره ، دونالد ترامپ بار دیگر ایران را در کانون سیاست خارجی آمریکا قرار داد؛ نه صرفاً به عنوان یک پرونده دوجانبه، بلکه به مثابه موضوعی برای اقناع افکار عمومی جهان و به ویژه اروپا. محور اصلی سخنان او، بازتولید تصویر «ایرانِ تهدید» بود؛ تصویری که هدف آن شکل دهی به یک اجماع سیاسی–امنیتی جدید برای تشدید فشارهاست

ترامپ با تکرار گزاره «ایران هرگز نباید به سلاح هسته ای دست یابد» کوشید چارچوب امنیتی سازی پرونده هسته ای را تثبیت کند. این جمله، بیش از آنکه مخاطبش تهران باشد، متوجه پایتخت های اروپایی است؛ پیامی برای آنکه همراهی با واشنگتن را در قالب تحریم و فشار ادامه دهند. در مقابل، ایران با تأکید بر ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای و توسعه ظرفیت های فناورانه، تلاش کرده روایت آمریکا را به چالش بکشد و هزینه سیاسی همراهی بی چون وچرای اروپا را افزایش دهد.

اتهام «حمایت ایران از تروریسم» نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. این برچسب گذاری، ابزار مشروعیت بخشی به فشارهای اقتصادی و امنیتی است و به آمریکا امکان می دهد سیاست مهار منطقه ای ایران را به عنوان ضرورتی جهانی معرفی کند. با این حال، نقش ایران در مقابله با جریان های افراطی و همکاری با دولت های رسمی منطقه، روایت جایگزینی ارائه می دهد که می تواند در عرصه دیپلماسی عمومی و منطقه ای برجسته تر شود.

برجسته سازی برنامه موشکی ایران به عنوان «تهدیدی فراتر از منطقه» نیز بخشی از همین روایت سازی است. واشنگتن با طرح این موضوع، می کوشد اروپا را مستقیماً در معرض خطر فرضی قرار دهد تا دامنه فشارها را گسترش دهد. در مقابل، ایران بر ماهیت بازدارنده توان دفاعی خود تأکید دارد و آن را واکنشی به حضور نظامی گسترده آمریکا و رقابت تسلیحاتی در منطقه می داند.

تأکید ترامپ بر «فشار حداکثری» و ادعای کاهش منابع مالی ایران، تلاشی برای نمایش کارآمدی تحریم ها و ترغیب متحدان به ادامه این مسیر است. اما تجربه سال های اخیر نشان داده که این فشارها، گرچه هزینه زا بوده، نتوانسته به تغییر راهبردی در سیاست های ایران منجر شود. حرکت به سوی اقتصاد مقاومتی، تنوع بخشی شرکای تجاری و کاهش وابستگی به ساختار مالی غرب، بخشی از پاسخ تهران به این راهبرد بوده است.

در نهایت، ترکیب همزمان تهدید و اعلام آمادگی برای مذاکره از «موضع قدرت» نشان می دهد که آمریکا در پی مدیریت بحران، نه حل ریشه ای آن است. این دوگانه، بیشتر برای اقناع افکار عمومی و متحدان طراحی شده تا نشان دهد واشنگتن هم اهل فشار است و هم اهل دیپلماسی. در چنین شرایطی، راهبرد مؤثر برای ایران حفظ انسجام داخلی، تداوم بازدارندگی دفاعی و فعال سازی دیپلماسی چندجانبه است تا روایت سازی آمریکا نتواند به اجماع پایدار جهانی علیه تهران تبدیل شود.

در مجموع، سخنرانی سالانه ترامپ را می توان تلاشی برای اجماع سازی فراآتلانتیکی علیه ایران دانست؛ تلاشی که اگرچه با ادبیات قدرت بیان می شود، اما در لایه های عمیق تر نشان دهنده نیاز واشنگتن به همراهی دیگران برای اعمال فشار مؤثر است. همین نیاز، خود نشانه ای از محدودیت های یکجانبه گرایی آمریکا در مواجهه با ایران به شمار می رود.