بررسی چرایی ناکامی راهبردهای فشار و بی ثبات سازی علیه جمهوری اسلامی ایران در جنگ 12روزه
زکی نژاد در بحث تبیین «جنگ 12روزه» در بین کارکنان پایور و وظیفه مرکز پشتیبانی منطقه 2 نزاجا در شیراز، با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر اندیشه سیاسی، به بررسی چرایی ناکامی راهبردهای فشار و بی ثبات سازی علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخت و تأکید کرد که آنچه در این مقطع تاریخی رخ داد، صرفاً یک تقابل مقطعی سیاسی یا امنیتی نبود، بلکه صحنه ای از مواجهه دو منطق تمدنی و دو دستگاه فکری متفاوت به شمار می رفت. وی با اشاره به برخی نظریه های رایج در ادبیات سیاست خارجی غرب، از جمله الگوی فشار چندلایه که در آثار افرادی چون ریچارد نفیو صورت بندی شده است، تصریح کرد که این رویکرد بر هم زمان سازی فشارهای اقتصادی، روانی، رسانه ای و امنیتی با هدف ایجاد فرسایش اجتماعی و گسست میان مردم و حاکمیت بنا شده است. با این حال، در لحظه ای که طراحان این راهبرد انتظار تحقق «نقطه فروپاشی» یا بریک آوت اجتماعی را داشتند، جامعه ایرانی واکنشی معکوس نشان داد و شاهد شکل گیری نوعی بریک آوت همبستگی بودیم. تهدید بیرونی به جای فعال سازی شکاف ها، موجب احیای هویت ملی، تقویت احساس تعلق جمعی و برجسته شدن ضرورت دفاع از استقلال و امنیت کشور شد. از منظر جامعه شناسی سیاسی، این وضعیت را می توان ذیل مفاهیمی چون بسیج هویتی، همبستگی تدافعی و اجتماع حول پرچم تحلیل کرد؛ وضعیتی که در آن جامعه، مسئله را نه نزاعی داخلی بلکه تعرض به موجودیت و کرامت ملی تلقی می کند و همین امر، امکان پیوند خوردن فشار خارجی با بی ثباتی درونی را از میان می برد.
وی در ادامه با تأکید بر مبانی اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی افزود: ریشه اصلی ناکامی پروژه های مبتنی بر فشار و آشوب را باید در ناتوانی آن ها از درک انسان شناسی و جهان بینی حاکم بر گفتمان انقلاب جست وجو کرد. در این منظومه فکری، انسان صرفاً کنشگری اقتصادی و منفعت محور نیست، بلکه موجودی معناگرا، مسئول و آرمان خواه است که کنش سیاسی خود را در پیوند با ایمان، هویت و تکلیف تاریخی تعریف می کند. بر همین اساس، فشار و سختی نه الزاماً عامل فروپاشی، بلکه می تواند به بستری برای بازتولید سرمایه اجتماعی و تعمیق روحیه مقاومت تبدیل شود. زکی نژاد تأکید کرد که پروژه هایی که با اتکا به جنگ شناختی، عملیات روانی و تحریک نارضایتی اجتماعی طراحی می شوند، مادامی که فاقد روایت مشروع، رهبری مقبول و پیوند واقعی با بدنه اجتماعی باشند، قادر به تبدیل نارضایتی های پراکنده به جنبش مؤثر نخواهند بود. تجربه جنگ 12روزه نشان داد که منطق مقاومت، به مثابه یک منطق ریشه دار ایدئولوژیک و تمدنی، توان آن را دارد که تهدید را به فرصت انسجام بدل سازد و اهداف طراحان فشار را خنثی کند؛ امری که بار دیگر ضرورت فهم عمیق بنیان های فکری، هویتی و انقلابی جامعه ایران را برای تحلیل تحولات سیاسی و امنیتی آشکار می سازد.