سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیز صرفاً سازوکاری فنی برای تنظیم روابط میان دولت ها نیست، بلکه جلوه ای از حکمت عملی اسلام در سطح بین الملل است
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در چارچوب اندیشه سیاسی اسلامی، امتداد طبیعی نظام فکری ای است که سیاست را از اخلاق، حکمت و غایت انسانی جدا نمی داند. در این چارچوب، می توان با الهام از فلسفه سیاسی فارابی، سیاست را ناظر به تحقق «سعادت» در سطح اجتماعی و تمدنی دانست؛ بدین معنا که کنش سیاسی، از جمله در عرصه روابط خارجی، باید در خدمت کمال انسان و تحقق نظم عادلانه باشد. فارابی در تبیین «مدینه فاضله»، سیاست را ذیل عقل عملی و هدایت الهی تعریف می کند و آن را تابع ارزش های متعالی می داند. بر همین مبنا، سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیز صرفاً سازوکاری فنی برای تنظیم روابط میان دولت ها نیست، بلکه جلوه ای از حکمت عملی اسلام در سطح بین الملل است. اصل «نه شرقی، نه غربی» را می توان بازخوانی معاصر قاعده فقهی و کلامی نفی سلطه دانست که در اندیشه امام خمینی(ره) به عنوان یکی از ارکان استقلال سیاسی نظام اسلامی تثبیت شد و ناظر بر حفظ اراده مستقل امت اسلامی در برابر ساختارهای قدرت مسلط جهانی است.
در امتداد این مبانی، اندیشه امام خمینی(ره) سیاست خارجی را ساحتی از تحقق رسالت الهی امت اسلام می داند که در آن دفاع از مظلومان و مقابله با ظالمان، نه یک انتخاب مصلحتی، بلکه تکلیفی شرعی و عقلانی است. از نگاه ایشان، روابط بین الملل نمی تواند نسبت به حق و باطل بی طرف باشد، زیرا بی طرفی در جهانی آکنده از مناسبات سلطه، خود به بازتولید ظلم می انجامد. بر همین اساس، حمایت از ملت فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی، ریشه در بنیان های اعتقادی اسلام و فهم تاریخی از ماهیت استکبار دارد. مفهوم «مقاومت» در این منظومه فکری، نه یک رفتار احساسی یا واکنشی، بلکه راهبردی مبتنی بر عقلانیت انقلابی است که هدف آن صیانت از عزت امت و جلوگیری از استیلای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بیگانگان است. این نگاه، با نظریه فارابی درباره ضرورت صیانت از مدینه در برابر عوامل فساد و انحطاط، هم افق و هم راستا قابل تحلیل است.
در تداوم این سنت فکری، رهبر معظم انقلاب اسلامی با صورت بندی مفاهیمی چون «عزت، حکمت و مصلحت»، چارچوبی منسجم برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ارائه کرده اند که پیوند میان آرمان گرایی دینی و عقلانیت راهبردی را برقرار می سازد. از منظر ایشان، تعامل با جهان نه تنها نفی نمی شود، بلکه امری ضروری است، مشروط بر آنکه منجر به وابستگی، استحاله هویتی یا خدشه در استقلال سیاسی نگردد. حرکت به سوی نظم چندقطبی، گسترش همکاری با کشورهای مستقل، تقویت جهان اسلام و حضور فعال در نهادهای بین المللی، همگی در ذیل نگاهی تمدنی قابل فهم اند که سیاست خارجی را ابزار تحقق «تمدن نوین اسلامی» می داند. در این چارچوب تحلیلی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی، آن گونه که سید هادی زکی نژاد تبیین می کند، تلاشی آگاهانه برای پیوند میان حکمت فلسفی فارابی، فقه و رهبری انقلابی امام خمینی(ره) و عقلانیت راهبردی رهبر انقلاب است؛ پیوندی که هدف نهایی آن، تحقق عدالت، عزت و معنویت در سطح ملی و جهانی است.