news-details

ترامپ در تله ایران؛ بن بست قدرت در برابر واقعیت های منطقه

گاه در سیاست، آغاز یک بحران بسیار آسان تر از یافتن راهی برای پایان دادن به آن است. آنچه در رفتار دولت آمریکا در قبال ایران مشاهده می شود، نمونه ای روشن از همین واقعیت است؛ جایی که تصمیمی مبتنی بر نمایش قدرت، اکنون به معمایی دشوار برای خروج از یک وضعیت پرهزینه تبدیل شده است.

سیاست رژیم صهیونی آمریکایی در تقابل وحمله به ایران بر این فرض شکل گرفت که فشار اقتصادی گسترده، تهدید نظامی و تشدید تنش می تواند تهران را در موقعیت ضعف قرار دهد و آن را به عقب نشینی وادار کند. اما این فرض از همان ابتدا با یک خطای محاسباتی مهم همراه بود: نادیده گرفتن پیچیدگی های محیط منطقه ای و ظرفیت های بازدارنده ای که ایران طی سال های گذشته به تدریج ایجاد کرده است.ایران در معادلات امنیتی منطقه تنها یک بازیگر منفعل نیست، مجموعه ای از توانایی های نظامی، ظرفیت های دفاعی و پیوندهای راهبردی در منطقه باعث شده است که هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه آن، هزینه هایی فراتر از پیش بینی های اولیه به همراه داشته باشد. به همین دلیل، معادله ای که قرار بود به یک اقدام سریع و تعیین کننده منجر شود، وضعیتی فرسایشی و پرابهام تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، دولت آمریکا با یک دوراهی دشوار روبه روست. عقب نشینی آشکار می تواند به عنوان اعتراف به شکست تلقی شود و اعتبار قدرت این کشور را زیر سؤال ببرد؛ اما ادامه مسیر نیز خطر گسترش تنش و کشیده شدن بحران به مرحله ای گسترده تر را در پی دارد. همین وضعیت، تصمیم گیری را به مسئله ای پیچیده تبدیل کرده است؛ مسئله ای که در آن هیچ گزینه ای بدون هزینه نیست.

آنچه امروز دیده می شود بیش از هر چیز نشانه های یک سردرگمی در سطح راهبردی است. سیاستی که با ادبیات قدرت و قاطعیت آغاز شد، اکنون در جست وجوی راهی برای مدیریت پیامدهای خود است. این وضعیت نشان می دهد که اتکای صرف به فشار و تهدید، بدون درک دقیق از واقعیت های میدان، می تواند حتی قدرت های بزرگ را نیز در موقعیتی قرار دهد که خروج از آن به مراتب دشوارتر از ورود به آن باشد.

نتیجه:

تجربه تقابل با ایران بار دیگر یک درس مهم را یادآوری می کند: در معادلات پیچیده قدرت، اغراق در توان فشار و ساده انگاری ظرفیت های طرف مقابل می تواند تصمیم گیران را به مسیری بکشاند که پایان آن نه پیروزی روشن، بلکه گرفتار شدن در چرخه ای از بحران و بن بست است.