«جهان میکرو و ماکرو؛ قدرت ملی از جایی آغاز می شود که مردم زندگی می کنند»
در جهان میکرو، مهم ترین واقعیت، زندگی واقعی مردم است. وقتی فشار اقتصادی و دشواری معیشت با نگرانی ناشی از جنگ و نااطمینانی نسبت به آینده همراه می شود، نخستین مطالبه از دولت، دیدن همین واقعیت و مواجهه صادقانه و برنامه محور با آن است. آمارهای منتشرشده از سوی صندوق بین المللی پول برای سال 2026 نیز از رشد منفی اقتصاد ایران و تورم بسیار بالا حکایت دارد؛ بانک جهانی نیز از آثار جنگ، اختلال در تجارت و فشار بر معیشت و امنیت غذایی سخن گفته است. در چنین شرایطی، امنیت داخلی فقط به معنای کنترل تهدید امنیتی نیست؛ امنیت اقتصادی، احساس عدالت و حفظ کرامت مردم نیز بخشی از امنیت ملی است. دولت باید مراقب باشد فشار بحران به شکاف طبقاتی عمیق تر تبدیل نشود و مردم احساس نکنند در شرایط سخت، هزینه ها عمومی اما برخورداری ها خصوصی شده است. مبارزه واقعی با رانت و فساد، حمایت هدفمند از اقشار آسیب پذیر، ثبات بخشی به اقتصاد و ارائه گزارش روشن و صادقانه از وضعیت کشور، می تواند به ترمیم سرمایه اجتماعی کمک کند. در همین سطح، باید از سیاست ورزی احساسی، وعده های پوپولیستی و «اسکالیسم» پرهیز کرد؛ زیرا جامعه خسته از فشار، بیش از شعار به برنامه، صداقت و نتیجه قابل لمس نیاز دارد.اما جهان ماکرو، میدان دیگری است؛ میدان قدرت، بازدارندگی، دیپلماسی و محاسبه. ایران در محیطی قرار دارد که تنش های منطقه ای و مناقشه با آمریکا مستقیماً بر اقتصاد، انرژی و تجارت جهانی اثر گذاشته است؛ حتی تحولات مربوط به تنگه هرمز در هفته های اخیر بر قیمت انرژی و محاسبات بازارهای جهانی اثر گذاشته است. در چنین محیطی، مطالبه از دولت در سیاست خارجی، اقتدار همراه با عقلانیت است؛ نه ماجراجویی و نه ارسال پالس ضعف. سیاست خارجی مقتدر الزاماً سیاست خارجی پرتنش نیست؛ سیاستی است که منافع ملی، ظرفیت های واقعی و خطوط قرمز خود را می شناسد، برای مذاکره و تقابل احتمالی هر دو برنامه دارد و اجازه نمی دهد طرف مقابل از ابهام یا ضعف محاسباتی ایران برای افزایش فشار استفاده کند. در برابر تهدیدهای فزاینده نیز جامعه نیازمند شنیدن صرفِ هشدار و نگرانی نیست؛ مردم انتظار دارند دولت برای سناریوهای مختلف، از اقتصاد و انرژی تا امنیت و دیپلماسی، برنامه عملیاتی و مسیر روشن داشته باشد. کشور قدرتمند کشوری نیست که تهدید را انکار کند؛ کشوری است که تهدید را زودتر می بیند، برای آن آماده می شود و اجازه نمی دهد هزینه آن بی برنامه بر دوش جامعه قرار گیرد.
پیوند جهان میکرو و ماکرو همان نقطه ای است که مشروعیت، قدرت ملی و جایگاه بین المللی به یکدیگر می رسند. ایران اگر بخواهد در نظم در حال شکل گیری جهان نقش مؤثری داشته باشد، نمی تواند قدرت خارجی را جدا از وضعیت داخلی تعریف کند. دولت باید در داخل، با کاهش فاصله های ناعادلانه، تقویت اعتماد عمومی، ثبات اقتصادی و پرهیز از شعارزدگی، بنیان اجتماعی قدرت را مستحکم کند و در خارج، با دیپلماسی فعال، محاسبه گر و مقتدر، از منافع ملی دفاع کند. معنای واقعی قدرت آن نیست که فقط در برابر جهان ایستادگی کنیم؛ قدرت آن است که جامعه در درون احساس ثبات و عدالت داشته باشد و جهان در بیرون، ایران را کشوری دارای اراده، برنامه و توان تصمیم گیری مستقل ببیند. اگر این دو سطح به هم متصل شوند، تهدید خارجی لزوماً به فرسایش داخلی منجر نمی شود؛ بلکه می تواند به محرکی برای اصلاح، انسجام و بازسازی قدرت ملی تبدیل شود. در غیر این صورت، فاصله میان «قدرتی که در بیرون نمایش داده می شود» و «واقعیتی که مردم در درون تجربه می کنند»، خود به یکی از مهم ترین آسیب های راهبردی کشور تبدیل خواهد شد.
سید هادی زکی نژاد