news-details

از «تنش زدایی» تا «فشار حداکثری»؛ هزینه عقب نشینی را ملت ایران پرداخت، اما مقاومت امروز پاسخ تاریخی به همان تجربه است.

آنچه امروز در برابر ایران جریان دارد از تحریم و فشار اقتصادی تا جنگ رسانه ای، فرهنگی و تهدید نظامی صرفاً یک سلسله حوادث پراکنده نیست؛ بخشی از آن را باید در امتداد تجربه ای دید که از حدود دو دهه پیش و در دولت های هفتم و هشتم و سپس دولت های یازدهم و دوازدهم شکل گرفت. در دولت های هفتم و هشتم، سیاست «تنش زدایی» به تعلیق گسترده فعالیت های مرتبط با غنی سازی و پذیرش ترتیبات نظارتی گسترده تر انجامید؛ در دولت های یازدهم و دوازدهم نیز برجام محدودیت های مهمی بر برنامه هسته ای ایران پذیرفت و سازوکار موسوم به «مکانیسم ماشه» در ساختار قطعنامه 2231 قرار گرفت. تجربه بعدی نشان داد که عقب نشینی در برابر فشار، الزاماً اشتهای طرف مقابل را پایان نمی دهد؛ بلکه اگر قدرت بازدارندگی و تضمین های واقعی در کنار مذاکره وجود نداشته باشد، می تواند مطالبه امتیازهای بیشتر را به دنبال داشته باشد.

در دولت های هفتم و هشتم، سیاست «تنش زدایی» با این تصور دنبال شد که می توان از مسیر اعتمادسازی و دادن امتیاز، پرونده هسته ای را مدیریت و تهدید خارجی را کاهش داد. نتیجه آن شد که ایران برای مدتی فعالیت های مرتبط با غنی سازی و بازفرآوری را تعلیق کرد، «پروتکل الحاقی» را به صورت داوطلبانه اجرا کرد و در «ترتیبات اجرایی» نیز تعهدات گسترده ای در حوزه اطلاع رسانی و نظارت پذیرفت«هر اندیشه ای که در ذهن دانشمندان شکل بگیرد باید پیش از هر اقدام به آژانس اطلاع داده شود»،. از نگاه من، مسئله فقط تعطیلی یا تعلیق بخشی از فعالیت های هسته ای نبود؛ مسئله مهم تر آن بود که با گسترش دامنه نظارت و ارائه اطلاعات، بخشی از ظرفیت راهبردی کشور در معرض شناخت و ارزیابی طرف خارجی قرار گرفت. تجربه آن دوره یک درس تاریخی بزرگ برای ملت ایران داشت: وقتی دشمن هدفش صرفاً رفع یک اختلاف نیست، هر امتیاز را می تواند سکویی برای مطالبه امتیاز بعدی قرار دهد. به همین دلیل، امروز باید فهمید که استقلال علمی و فناوری هسته ای، صرفاً یک موضوع تخصصی نیست؛ بخشی از اقتدار ملی و قدرت چانه زنی ایران در برابر نظام سلطه است.

در دولت های یازدهم و دوازدهم نیز همین تجربه در قالب برجام تکرار شد، با این تفاوت که این بار محدودیت ها در قالب یک توافق جامع تر پذیرفته شد و در ساختار آن نیز سازوکاری به نام «مکانیسم ماشه» پیش بینی شد؛ سازوکاری که بعدها به یکی از مهم ترین نقاط آسیب پذیر توافق تبدیل شد. آمریکا از برجام خارج شد و تحریم ها را بازگرداند، اما ایران دریافت که امتیازهای داده شده را نمی توان به سادگی به نقطه قبل بازگرداند. اینجا همان نقطه ای است که باید میان «مذاکره» و «مذاکره از موضع قدرت» تفاوت گذاشت. ملت ایران از اسفند 1404 تاکنون، در برابر فشار، تهدید و زیاده خواهی ایستاده است؛ زیرا مسئله دیگر فقط یک پرونده هسته ای یا یک اختلاف دیپلماتیک نیست، بلکه سخن از استقلال، حاکمیت ملی، منابع و منافع کشور و حق تعیین سرنوشت ملت ایران است. اگر امروز آمریکا به «کم» قانع نیست و هر بار دامنه خواسته هایش را فراتر می برد، از نگاه من پاسخ روشن است: ملتی که نمی خواهد تجربه گذشته دوباره تکرار شود، باید با اتکا به قدرت علمی، اقتصادی، دفاعی و اراده ملی خود بایستد. مقاومت امروز ملت ایران و نیروهای مسلح، در حقیقت پاسخ به یک تجربه تاریخی است؛ پاسخ به این واقعیت که در برابر نظام سلطه، عقب نشینی الزاماً صلح نمی آورد، بلکه گاهی دشمن را به مطالبه بیشتر امیدوار می کند.


سید هادی زکی نژاد