کتاب «اتاقی که در آن اتفاق افتاد»؛ پشت پرده سیاست های ترامپ از زبان جان بولتون
کتاب «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» نوشته جان بولتون، یکی از پرحاشیه ترین آثار سیاسی سال های اخیر است. بولتون که در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ به عنوان مشاور امنیت ملی آمریکا (یکی از حساس ترین پست های امنیتی جهان) فعالیت می کرد، در این کتاب پرده از اتفاقاتی برمی دارد که تا پیش از آن در پشت درهای بسته اتاق بیضی کاخ سفید مخفی مانده بود. او معتقد است که سیاست خارجی آمریکا در آن دوره از یک «استراتژی هوشمندانه» به یک «بنگاه معاملاتی» تبدیل شده بود. بولتون با صراحت می گوید که برای ترامپ، مسائل حیاتی جهان مثل آینده ناتو یا روابط با چین و روسیه، تنها ابزاری برای رسیدن به توافقات لحظه ای و شخصی بودند. او افشا می کند که «اولویتِ دوباره انتخاب شدن» چنان برای ترامپ حیاتی بود که حتی از شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، درخواست کرد با خرید محصولات کشاورزی از ایالت های کلیدی آمریکا، به پیروزی او در انتخابات 2020 کمک کند. همچنین در پرونده اوکراین، کمک های نظامی را گروگان گرفت تا دولت این کشور را مجبور به تحقیق علیه خانواده جو بایدن کند.
بولتون در بخش دیگری از کتاب، فضای مدیریتی کاخ سفید را به یک «مهدکودک» تشبیه می کند که در آن مشاوران ارشد تمام انرژی خود را صرف خنثی کردن تصمیمات ناگهانی و غیرکارشناسی رئیس جمهور می کردند. او با لحنی گزنده از بی اطلاعی ترامپ از الفبای سیاست و جغرافیا پرده می دارد؛ مثلاً این که ترامپ تصور می کرد فنلاند بخشی از روسیه است یا نمی دانست بریتانیا یک قدرت هسته ای است! بولتون شیوه مدیریت ترامپ را به «دویدن در یک مسابقه فوتبال که قوانینش مدام عوض می شود و داور هم مست است» تشبیه می کند. او می گوید بارها مجبور شده در مقابل تصمیمات خطرناکی مثل «خروج از ناتو» که می توانست امنیت کل دنیا را نابود کند، مقاومت کند؛ پدیده ای که او آن را نوعی «مقاومت داخلی» برای جلوگیری از وقوع فاجعه می نامد. او تأکید دارد که به سختی می توان تصمیمی را در آن دوره یافت که انگیزه ای جز پیروزی در انتخابات پشت آن بوده باشد.
یکی از جنجالی ترین بخش های تحلیل بولتون، به «دیپلماسی نمایشی» ترامپ مربوط می شود. او معتقد است دیدارهای ترامپ با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، چیزی جز یک «نمایش تلویزیونی» توخالی نبود که فقط به دیکتاتورها اعتبار می بخشید. این نگاه در قبال ایران نیز کاملاً مشهود است. بولتون که خود را معمار اصلی خروج آمریکا از برجام می داند، در کتاب گلایه می کند که ترامپ علی رغم خروج از توافق هسته ای، همواره به دنبال راهی برای تماس تلفنی یا دیدار با مقامات ایرانی بود؛ نه برای حل ریشه ای مشکلات، بلکه برای این که «بزرگترین معامله تاریخ» را به نام خودش ثبت کند و از آن بهره برداری تبلیغاتی نماید. در واقع، بولتون با این افشاگری ها می خواهد بگوید منافع ملی آمریکا و امنیت جهانی، قربانیِ میل شخصی رئیس جمهور برای دیده شدن و تیتر اول رسانه ها بودن میشود ...
سید هادی زکی نژاد