news-details

مهندسی فروپاشی؛ راهبرد چندلایه آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر ایران و خاورمیانه

آنچه امروز در خاورمیانه جریان دارد، تنها جنگ و تحریم نیست؛ نبردی برای تغییر هویت، فرهنگ و افکار ملت هاست. در این میان، ایران به دلیل جایگاه تاریخی و منطقه ای خود، در کانون این تقابل قرار دارد؛ تقابلی که از میدان نظامی فراتر رفته و به عرصه رسانه، تاریخ و ذهن مردم کشیده شده است

وقتی به تحولات چند دهه اخیر خاورمیانه نگاه می کنم، به این نتیجه می رسم که سیاست آمریکا و رژیم صهیونیستی صرفاً بر پایه جنگ نظامی و اشغال سرزمین ها بنا نشده، بلکه بر یک راهبرد چندلایه برای بازطراحی منطقه استوار بوده است. در این چارچوب، جنگ، تحریم، بی ثبات سازی سیاسی، تقویت شکاف های قومی و مذهبی و حمایت از جریان های تجزیه طلب، همگی اجزای یک پازل بزرگ تر هستند. ظهور گروه هایی مانند داعش، شعله ور شدن درگیری های فرقه ای، تضعیف دولت های مستقل منطقه و تلاش برای ایجاد ناامنی های مزمن را می توان در همین چارچوب تحلیل کرد. هدف نهایی چنین راهبردی آن است که کشورهای منطقه به جای تمرکز بر توسعه، قدرت سازی و همگرایی، درگیر بحران های داخلی و منطقه ای شوند. در این میان، ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیت تمدنی، جمعیت جوان، منابع راهبردی و نقش منطقه ای خود، یکی از مهم ترین اهداف این پروژه بوده است؛ زیرا کشوری با چنین ظرفیت هایی می تواند مانعی جدی در برابر نظم مطلوب آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه باشد.اما تجربه نشان داده است که جنگ سخت به تنهایی برای تحقق چنین اهدافی کافی نیست. به همین دلیل، جنگ رسانه ای و شناختی به مهم ترین ابزار فشار تبدیل شده است. در این جنگ، تلاش می شود ذهن مردم پیش از سرزمین ها فتح شود. رسانه ها، شبکه های اجتماعی و تولیدات فرهنگی با برجسته سازی ضعف ها، بزرگ نمایی مشکلات و نمایش مداوم زندگی های رؤیایی در غرب، نوعی مقایسه دائمی در ذهن مخاطب ایجاد می کنند. نمایش خانه های مجلل بورلی هیلز، سبک زندگی لوکس غربی و تصویرسازی از رفاه مطلق در خارج از کشور، در کنار انتشار مستمر اخبار منفی درباره داخل، می تواند احساس نارضایتی و سرخوردگی اجتماعی را تقویت کند. در چنین فضایی، مهاجرت نه به عنوان یک انتخاب شخصی، بلکه به عنوان تنها راه نجات معرفی می شود. همزمان، انتشار شایعات، اخبار غیرمستند و روایت های اغراق آمیز، از ادعاهای عجیب درباره مسئولان گرفته تا آمارهای غیرقابل راستی آزمایی درباره رویدادهای مختلف، به فرسایش اعتماد عمومی کمک می کند. نتیجه چنین روندی، شکل گیری جامعه ای است که به تدریج نسبت به واقعیت های پیرامون خود، رسانه های داخلی و حتی توانایی های ملی خویش دچار تردید می شود.بخش مهم تر این پروژه، به حوزه هویت و حافظه تاریخی مربوط می شود. هیچ ملتی بدون گذشته، فرهنگ و قهرمانان خود نمی تواند در برابر فشارهای خارجی مقاومت کند؛ از همین رو، تضعیف هویت ملی به یکی از مهم ترین میدان های نبرد تبدیل شده است. وقتی شخصیت هایی مانند مولوی و ابوعلی سینا به نام فرهنگ های دیگر معرفی می شوند، وقتی ورزشی مانند چوگان به نام جمهوری آذربایجان ثبت می شود، نان لواش به نام ارمنستان شناخته می شود یا حتی درباره غذاها، سنت ها و میراث فرهنگی ایران ادعاهای رقیب شکل می گیرد، مسئله صرفاً یک اختلاف فرهنگی نیست؛ بلکه به تدریج این تصور القا می شود که ایران سهم چندانی در ساخت تمدن بشری نداشته است. در کنار این روند، ترور شخصیت و تخریب نمادهای ملی نیز دنبال می شود؛ یعنی به جای حمله مستقیم به یک ملت، اعتبار شخصیت های تاریخی، الگوهای اجتماعی، چهره های اثرگذار و نمادهای هویتی آن هدف قرار می گیرد. همزمان، خانواده به عنوان اصلی ترین نهاد انتقال فرهنگ، تحت فشار قرار می گیرد؛ جایگاه پدر و مادر تضعیف می شود، ارزش های سنتی مورد تردید قرار می گیرند و نسل جدید از ریشه های تاریخی و فرهنگی خود فاصله می گیرد.

در نهایت، آنچه این تصویر را کامل می کند، پیوند میان حوزه های فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و نظامی است. از این منظر، مواد مخدر، محتوای مخرب فرهنگی، ترویج ابتذال، تخریب الگوهای ارزشی و گسترش آسیب های اجتماعی، همگی در کنار پروژه های رسانه ای و امنیتی معنا پیدا می کنند. جامعه ای که جوانانش گرفتار اعتیاد، بحران هویت، بی اعتمادی و ناامیدی شوند، توان مقاومت و پیشرفت خود را از دست می دهد. به همین دلیل است که جنگ امروز دیگر صرفاً جنگ موشک ها و ارتش ها نیست؛ بلکه جنگ روایت ها، ادراک ها، ارزش ها و باورهاست. اگر در گذشته برای تسخیر یک سرزمین پرچم آن را پایین می کشیدند، امروز برای تسخیر یک ملت، تاریخ، فرهنگ، قهرمانان، خانواده و اعتمادبه نفس آن ملت را هدف قرار می دهند. به همین دلیل معتقدم مهم ترین نبرد قرن حاضر نه در مرزهای جغرافیایی، بلکه در مرزهای ذهنی و فرهنگی ملت ها جریان دارد؛ نبردی که سرنوشت کشورها را پیش از هر میدان نظامی، در عرصه هویت و آگاهی رقم می زند.