قدرت در منطق قرآن؛ امانتی برای خدمت، نه مجوزی برای فرافکنی»
این آیه(الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ ۗ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ)، یکی از جامع ترین و صریح ترین بیانات قرآن درباره فلسفه حکومت و مسئولیت صاحبان قدرت است. خداوند در این آیه، قدرت را نه یک امتیاز سیاسی، نه وسیله ای برای برتری جویی و نه فرصتی برای بهره برداری، بلکه امانتی الهی می داند که با مسئولیت های سنگین اجتماعی همراه است. تعبیر «إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ» به روشنی نشان می دهد که هرگاه زمام اداره جامعه، امکانات، بودجه، قانون، اختیار و ابزار مدیریت در اختیار گروهی قرار گرفت، دیگر نمی توانند خود را تنها وارث موفقیت ها بدانند و از پذیرش مسئولیت ناکامی ها شانه خالی کنند.
قرآن، نخستین وظیفه صاحبان قدرت را صرفاً اداره امور اجرایی یا توسعه ظاهری جامعه نمی داند؛ بلکه آنان را موظف می کند زمینه اقامه ارزش های الهی، تحقق عدالت، گسترش معروف و مقابله با منکرات را فراهم آورند. اقامه نماز در این آیه، تنها به معنای انجام یک عبادت فردی نیست؛ بلکه نماد زنده نگه داشتن معنویت و هویت دینی در جامعه است. پرداخت زکات نیز صرفاً یک عمل مالی نیست؛ بلکه بیانگر استقرار عدالت اقتصادی، حمایت از محرومان و جلوگیری از شکاف های طبقاتی است. همچنین امر به معروف و نهی از منکر در این جایگاه، پیش از آنکه وظیفه افراد عادی باشد، رسالتی بر دوش حاکمان و مدیران جامعه است؛ زیرا آنان بیش از هر کس، ابزار اصلاح یا زمینه سازی برای فساد را در اختیار دارند.
از همین رو، این آیه معیار روشنی برای سنجش عملکرد حکومت ها ارائه می دهد. اگر دولتی دستاوردهای اقتصادی، عمرانی، علمی یا سیاسی را نتیجه مدیریت خود معرفی می کند و آنها را مایه افتخار می داند، بر اساس همین منطق قرآنی باید مسئولیت کاستی ها، فساد، رانت، تبعیض، سوءمدیریت، گسترش آسیب های اجتماعی، بی عدالتی و فاصله گرفتن جامعه از ارزش های اخلاقی را نیز بپذیرد. نمی توان موفقیت ها را به نام دولت نوشت، اما ناکامی ها را به گردن مردم، گذشته، دشمن، شرایط یا دیگران انداخت. قدرت و مسئولیت، دو روی یک حقیقت اند و قرآن هرگز این دو را از یکدیگر جدا نمی داند.گاهی دیده می شود که در برابر فسادهای گسترده، رانت های سازمان یافته، تبعیض در توزیع فرصت ها یا ضعف نظارت، مسئولان خود را تنها ناظر حوادث معرفی می کنند؛ گویی قدرتی برای اصلاح ندارند. در حالی که منطق این آیه دقیقاً نقطه مقابل چنین نگرشی است. کسی که از امکانات حکومت، بودجه عمومی، اختیار قانون گذاری، اجرا و نظارت برخوردار است، در برابر سلامت یا فساد جامعه نیز مسئول است. سکوت در برابر فساد، تعلل در اجرای عدالت و ناتوانی در مهار رانت، نه تنها یک ضعف مدیریتی، بلکه از منظر قرآن، کوتاهی در انجام رسالت الهیِ حکومت است.پایان آیه نیز با جمله ای کوتاه اما عمیق، همه صاحبان قدرت را مخاطب قرار می دهد: «وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»؛ یعنی سرانجام همه امور به خداوند بازمی گردد. این فراز، هشداری است که هیچ قدرتی همیشگی نیست و هیچ مسئولی از دادگاه الهی گریزی ندارد. ممکن است در دنیا بتوان با تبلیغات، آمارهای گزینشی یا فرافکنی، افکار عمومی را تا مدتی اقناع کرد؛ اما در پیشگاه خداوند، تنها میزان عمل به مسئولیت ها ملاک داوری است، نه حجم شعارها و نه گستره توجیه ها.