news-details

ولایت، استقلال و نفی سلطه؛ بازخوانی راهبرد سیاسی آیات 51 و 52 سوره مائده در پرتو اندیشه سیاسی اسلام و تحولات معاصر

پیام آیات 51و52 سوره مائده آن است که اقتدار، امنیت، پیشرفت و عزت، محصول ایمان، علم، وحدت، اقتصاد توانمند، عدالت و استقلال است، نه محصول وابستگی به قدرت های خارجی. جامعه ای که بر توان درونی خود تکیه کند، می تواند با همه جهان تعامل داشته باشد، اما تعاملی از موضع عزت و استقلال، نه از موضع ترس و وابستگی. این، همان راهبردی است که قرآن کریم، نهج البلاغه، اندیشه امام خمینی(ره) و رهبر شهید جمهوری اسلامی، هر یک با بیانی متفاوت، بر آن تأکید کرده اند؛ راهبردی که حفظ کرامت، آزادی و استقلال امت اسلامی را در گرو نفی سلطه و صیانت از ولایت و هویت مستقل آن می داند

خداوند متعال در سوره مائده می فرماید:

﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِیَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ﴾ (مائده: 51)

ای کسانی که ایمان آورده اید! یهود و نصاری را اولیای خود قرار ندهید؛ آنان اولیای یکدیگرند و هر کس از شما آنان را ولیّ خود برگزیند، از آنان خواهد بود و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند.

و در ادامه می فرماید:

﴿فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَنْ تُصِیبَنَا دَائِرَةٌ ۚ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ﴾ (مائده: 52)

کسانی را که در دل هایشان بیماری است می بینی که با شتاب به سوی آنان می روند و می گویند: «می ترسیم حادثه ای برای ما پیش آید.» اما امید است خداوند پیروزی یا فرمانی از جانب خود بیاورد تا آنان بر آنچه در دل نهفته داشتند، پشیمان شوند.

کلید فهم این دو آیه، واژه «أَوْلِیَاء» است. اگر این واژه تنها به «دوستی» ترجمه شود، بخش مهمی از پیام سیاسی قرآن نادیده گرفته می شود. در زبان قرآن، «ولی» به معنای دوست، یاور، سرپرست، صاحب اختیار، تکیه گاه و مرجع تصمیم گیری است. از همین رو، در تفسیر المیزان توضیح می دهد که مقصود آیه، نهی از روابط عادی، دادوستد، عدالت یا همزیستی با پیروان دیگر ادیان نیست، بلکه نهی از پذیرش ولایتی است که به نفوذ، سلطه یا وابستگی سیاسی و اجتماعی بینجامد. دقت در ادامه آیه نیز این معنا را تأیید می کند؛ زیرا قرآن نمی فرماید «هر کس با آنان دوستی کند»، بلکه می فرماید: «وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ»، یعنی هر کس ولایت و تکیه گاه سیاسی آنان را بپذیرد. بنابراین، موضوع آیه، وابستگی راهبردی است، نه صرف ارتباط یا گفت وگو.بر همین اساس، آیات 51 و 52 سوره مائده را می توان از بنیادی ترین نصوص قرآن در باب استقلال سیاسی، نفی سلطه و حفظ هویت امت اسلامی دانست. قرآن هشدار می دهد که اگر یک جامعه اسلامی امنیت، اقتصاد، فرهنگ و آینده خود را به قدرت های بیرونی(آمریکا وهم پیمانانش) گره بزند، به تدریج اراده مستقل خویش را از دست خواهد داد. از منظر قرآن، عزت یک امت از ایمان، خودباوری، عدالت، علم و اقتدار درونی سرچشمه می گیرد، نه از اتکای راهبردی به قدرت هایی که منافع خود را بر هر تعهدی مقدم می دارند.در قرائت اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی، برخی این منطق قرآنی را بر رفتار قدرت های معاصر تطبیق می دهند. در این تحلیل، رژیم اشغالگر صهیونیستی و حامیان اصلی آن، از جمله ایالات متحده آمریکا و بخشی از هم پیمانان غربی آن، به عنوان نمونه هایی از قدرت هایی معرفی می شوند که در سیاست بین الملل بر اساس موازنه قدرت و منافع راهبردی عمل می کنند. این تطبیق، یک برداشت سیاسی معاصر از منطق آیه است، هدف این تطبیق آن است که نشان دهد هشدار قرآن درباره سپردن سرنوشت جامعه اسلامی به قدرت های مسلط، محدود به یک دوره تاریخی نیست و می تواند در شرایط گوناگون مورد تأمل قرار گیرد.آیه بعد، ریشه روانی این وابستگی را نیز آشکار می کند: «نَخْشَىٰ أَنْ تُصِیبَنَا دَائِرَةٌ». قرآن از کسانی سخن می گوید که به دلیل ترس از جنگ، تحریم، فشار اقتصادی یا انزوای سیاسی، با شتاب به سوی قدرت های بیرونی می روند و گمان می کنند تنها راه نجات، جلب رضایت آنان است. اما قرآن این منطق را نمی پذیرد و وعده می دهد که گشایش حقیقی از مسیر ایمان، استقامت، وحدت و اتکای به ظرفیت های درونی حاصل می شود. در این منطق، دل بستن به قدرت های سلطه گر نه تنها مشکلات را حل نمی کند، بلکه به دلیل ایجاد وابستگی، زمینه فشارهای بیشتر را نیز فراهم می سازد.

امام خمینی(ره) این حقیقت قرآنی را در قالب اصل ماندگار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» وارد ادبیات سیاسی معاصر کردند. این اصل، دعوت به قطع ارتباط با جهان نبود، بلکه اعلام نفی سلطه پذیری و حفظ استقلال بود. از نگاه ایشان، هرگاه ملت ها سرنوشت خود را به اراده قدرت های بزرگ گره بزنند، استقلال سیاسی و فرهنگی خود را به تدریج از دست خواهند داد. از همین رو، ایشان استقلال را مهم ترین سرمایه یک ملت می دانستند و معتقد بودند که عزت ملی، با تکیه بر توان داخلی حفظ می شود، نه با امید بستن به اراده قدرت های خارجی.رهبری شهید امام خامنه ای (قدس الله نفسه زکیه)نیز در امتداد همین مبانی قرآنی، همواره میان «تعامل» و «اعتماد» تفکیک قائل شده اند. در این نگاه، مذاکره می تواند یکی از ابزارهای دیپلماسی باشد، اما اعتماد راهبردی به قدرتی که رفتار خود را بر اساس منافع متغیر تنظیم می کند، با منطق این آیات سازگار دانسته نمی شود. از این منظر، اختلاف اصلی جمهوری اسلامی با آمریکا صرفاً اختلاف بر سر یک پرونده سیاسی یا هسته ای نیست، بلکه اختلاف بر سر اصل استقلال در برابر سلطه و حفظ حق تصمیم گیری مستقل است.

شهید مطهری (ره) نیز تأکید می کند که اسلام، دین عزت و کرامت انسان است و جامعه اسلامی نباید شخصیت و اراده خود را در برابر قدرت های سلطه جو از دست بدهد. همین معنا در کلام امیرالمؤمنین علی(ع) در متجلی است: «لا تَکُونَنَّ عَبْدَ غَیْرِکَ وَقَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرًّا»؛ بنده دیگری مباش، در حالی که خداوند تو را آزاد آفریده است. این بیان، در اندیشه سیاسی اسلام، منشوری برای آزادی سیاسی، استقلال ملی و نفی هرگونه سلطه پذیری است.

در حوزه اندیشه سیاسی غرب نیز، منتقدان، هر یک از منظری متفاوت، به سلطه قدرت های بزرگ، معیارهای دوگانه در اجرای حقوق بشر و نابرابری های ساختار نظام بین الملل پرداخته اند. هرچند مبانی آنان با اندیشه اسلامی یکسان نیست، اما این نکته را تأیید می کنند که در روابط بین الملل، قدرت ها غالباً بر اساس منافع راهبردی خود عمل می کنند، نه صرفاً بر اساس اصول اخلاقی یا حقوقی.

در گفتمان اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی، یکی از نقدهای وارد بر سکولاریسم سیاسی آن است که با کنار گذاشتن مرجعیت وحی از عرصه سیاست، تحلیل قدرت را عمدتاً بر مبنای مصلحت و منفعت تعریف می کند. در این قرائت، اگر سیاست از هدایت قرآن جدا شود، مفاهیمی چون استقلال، نفی سلطه و عدالت الهی جای خود را به موازنه صرف قدرت می دهند. البته سکولاریسم مجموعه ای متنوع از دیدگاه ها را شامل می شود و همه طرفداران آن دیدگاهی واحد ندارند؛ با این حال، در این قرائت، نقد اصلی متوجه رویکردی است که هدایت دینی را از عرصه سیاست کنار می گذارد.

بر اساس این مبانی، آیات 51 و 52 سوره مائده صرفاً روایت یک رخداد تاریخی نیستند، بلکه منشوری دائمی برای بصیرت سیاسی امت اسلامی به شمار می روند.