شاهنامه ای نو از حماسه ارتش جمهوری اسلامی ایران؛ چشمان همیشه بیدار آسمان
اگر روزی تاریخ بخواهد از جنگ رمضان سخن بگوید، بی گمان آن را تنها نبرد موشک ها و پهپادها نخواهد خواند؛ بلکه آن را آوردگاه اراده ها، میدان هماوردی ایمان با فناوری و صحنه رویارویی خودباوری با هیمنه قدرت های جهانی خواهد دانست. سپهر ایران آماج پیشرفته ترین پرنده های بدون سرنشین جهان بود؛ پهپادهایی همچون هرون تی پی ،ام کیو 9،آر کیو 21،هرمس 900، که در زمره پهپادهای پیشرفته شناسایی و رزمی جهان قرار دارند و توانایی انجام مأموریت های طولانی مدت مراقبت، شناسایی، جمع آوری اطلاعات و در برخی مدل ها عملیات رزمی را دارا هستند.سال ها این پرنده ها را چشم های شکست ناپذیر ارتش های مدرن می خواندند؛ چشم هایی که گمان می رفت از هیچ سپری هراس ندارند. اما آسمان ایران، روایت دیگری نگاشت.بیش از 170 فروند از این پرنده های پیشرفته، در کمند هوشمند شبکه یکپارچه پدافند هوایی ایران با فرماندهی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرفتار آمدند و شکوه پوشالی برتری مطلق فناوری آنان درهم شکست. همچنین در این نبرد، تعدادی از جنگنده های پیشرفته F-35، F-15، F-16، F/A-18 و A-10 نیز رهگیری و ساقط شدند؛ رخدادی که تنها یک دستاورد رزمی نبود، بلکه نشان داد فناوری هرچقدر پیشرفته باشد، در برابر ترکیب دانش، اراده، آمادگی و فرماندهی هوشمند نمی تواند همواره مصون بماند.اما راز این شکوه را نباید تنها در رادارها، موشک ها و سامانه های پدافندی جست وجو کرد؛ راز این حماسه در سینه مردانی نهفته است که سالیان دراز، گمنام و بی ادعا، بر برج های بیداری ایستاده اند. آنان در گرمای سوزان کویر، در سرمای جان گزای ارتفاعات، در دشت های خاموش و مرزهای دوردست، شب را به صبح و صبح را به شب پیوند می زنند تا مبادا پرنده ای بیگانه، بی اجازه بر فراز آسمان ایران بال بگشاید.
آنان چشمان همیشه بیدار آسمان ایران هستند؛ مرزبانانی که در روزگار صلح همان گونه پاس می دهند که در هنگامه جنگ، زیرا نیک می دانند امنیت، زاده بیداری همیشگی است، نه محصول غفلت. سال ها فشار، تحریم و محدودیت های فناورانه، نه گامشان را سست کرد و نه اراده شان را شکست؛ بلکه به عاملی برای شکوفایی دانش، خلاقیت و فناوری بومی تبدیل شد. آنان با اندیشه، مجاهدت علمی و تلاش شبانه روزی، ثابت کردند اقتدار واقعی خریدنی نیست؛ بلکه باید آن را با دانش، ایمان، خودباوری و ایستادگی ساخت.
از نگاه من، اگر فردوسی بزرگ امروز زنده بود، شاهنامه ای نو می سرود؛ شاهنامه مردانی که نه در پی نام اند و نه در آرزوی آوازه، اما هر تپش آرام دل این ملت، وامدار بیداری آنان است. آنان سپر آسمان ایران شدند و با دست هایی آمیخته با دانش، ایثار و غیرت، نشان دادند که فرّه یک ملت؛ یعنی شکوه، عظمت و نیروی درونی آن، نه تنها در زرادخانه های پرزرق وبرق، بلکه در دل های استوار فرزندانش نهفته است.شاید تاریخ، نام بسیاری از این دلاوران گمنام را در نخستین صفحات خود ننویسد، اما سپهر ایران تا همیشه گواه خواهد داد که در روزگار طوفان، این شاهین های بیدار پدافند بودند که نگذاشتند خورشید امنیت این سرزمین در پس ابرهای تهدید فرو رود؛ و این، شاهنامه ای است که نه با گذر سال ها، بلکه با گذر قرن ها نیز از حافظه ایران زمین زدوده نخواهد شد.