«إِنَّ اللهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»،بعثت مردم، آغاز تغییر و راه ملت به سوی قله های پیشرفت
آیه شریفه «إِنَّ اللهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» را می توان یکی از عمیق ترین مبانی قرآنی در تبیین تحول اجتماعی و جامعه شناسی سیاسی دانست؛ زیرا قرآن در این آیه، نقطه آغاز تغییر سرنوشت یک ملت را نه در اراده قدرت های بیرونی، بلکه در «ما بِأَنْفُسِهِم» یعنی در درون خود آن جامعه جست وجو می کند. این نگاه، در حقیقت بر نقش فرهنگ عمومی، خودآگاهی جمعی، اراده اجتماعی و مسئولیت پذیری مردم در ساختن آینده تأکید دارد. جامعه ای که منتظر باشد دیگران مشکلاتش را حل کنند، در بهترین حالت مصرف کننده اراده دیگران خواهد بود؛ اما جامعه ای که به مرحله خودآگاهی تاریخی برسد، ضعف های خود را بشناسد، ظرفیت های خود را فعال کند و برای اصلاح امور احساس مسئولیت داشته باشد، به یک نیروی واقعی برای تغییر تبدیل می شود. از همین منظر، «بعثت مردم» را می توان تعبیر مناسبی برای مرحله ای از حیات اجتماعی دانست که در آن مردم از حالت تماشاگر و منفعل خارج شده و به کنشگر آگاه سرنوشت خویش تبدیل می شوند؛ بعثتی که الزاماً به معنای نفی ساختارهای موجود نیست، بلکه می تواند به معنای بیداری اجتماعی، افزایش مطالبه گری قانونی، مشارکت سیاسی، تقویت احساس تعلق ملی و تلاش برای اصلاح کاستی ها در چهارچوب قانون و اصول اساسی کشور باشد. بنابراین، اعتراض به ضعف ها و مطالبه عدالت، رفاه، کارآمدی و پاسخگویی، در ذات خود با حفظ بنیان های جامعه منافاتی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد مرز میان «اصلاح» و «تخریب» است. جامعه بالغ جامعه ای نیست که در آن هیچ نقدی وجود نداشته باشد، بلکه جامعه ای است که بتواند نقد را به اصلاح، مطالبه را به مشارکت و نارضایتی را به راه حل تبدیل کند و اجازه ندهد مطالبات واقعی مردم به ابزاری برای بی ثبات سازی و سوءاستفاده قدرت های خارجی تبدیل شود.
در شرایط امروز ایران، این آیه می تواند حامل یک پیام راهبردی نیز باشد: هیچ ملت و کشوری نمی تواند آینده خود را به اراده بیگانگان گره بزند؛ زیرا قدرت های خارجی بر اساس منافع خود تصمیم می گیرند و حتی اگر در مقطعی شعار حمایت از یک ملت سر دهند، نمی توانند جای اراده تاریخی، فرهنگ عمومی و مشارکت خود آن ملت را بگیرند. توسعه پایدار زمانی شکل می گیرد که مردم خود را صاحب کشور و آینده آن بدانند و میان حفظ استقلال و مطالبه اصلاحات، میان نقد مسئولانه و حفظ منافع ملی، و میان آزادی بیان و جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان، توازن برقرار کنند. از این منظر، سخن رهبر شهید انقلاب درباره اینکه مردم این انقلاب را به قله ها خواهند رساند، صرفاً یک تعبیر انگیزشی نیست، بلکه می توان آن را در امتداد همین منطق قرآنی فهم کرد؛ یعنی انقلاب و جامعه زمانی می توانند از مرحله دشواری ها عبور کنند که مردم در آن نقش تاریخی و مسئولیت اجتماعی خود را ایفا کنند. مشکلات اقتصادی، مدیریتی، اجتماعی و فرهنگی، انکارشدنی نیستند و اتفاقاً نخستین شرط عبور از آنها، شناخت صادقانه مسئله و مطالبه اصلاح است؛ اما راه اصلاح از تعطیل کردن اراده ملی و چشم دوختن به بیرون نمی گذرد، بلکه از فعال شدن ظرفیت های درونی جامعه می گذرد. بنابراین، «بعثت مردم» در این معنا، همان تبدیل شدن مردم از موضوع سیاست به فاعل سیاست است؛ ملتی که می اندیشد، مطالبه می کند، نقد می کند، مشارکت می کند، مسئولیت می پذیرد و در عین حال اجازه نمی دهد دشمنان، ضعف های داخلی را به شکاف اجتماعی و شکاف اجتماعی را به ابزار فروپاشی تبدیل کنند.....سید هادی زکی نژاد