news-details

«تله منطقه امن»؛ وقتی آرامشِ مذاکره، صدای پای جنگ را خاموش می کند

در سیاست و امنیت، گاهی خطرناک ترین لحظه، درست همان زمانی است که همه چیز آرام به نظر می رسد؛ مذاکره جریان دارد، پیام های دیپلماتیک ردوبدل می شود و ذهن تصمیم گیران، ناخودآگاه احتمال جنگ را به حاشیه می راند. این همان نقطه ای است که می توان از آن با عنوان «تله منطقه امن» یاد کرد؛ وضعیتی که در آن، اعتماد به برآوردهای موجود، چشم سیاست گذار را از امکان یک تغییر ناگهانی می بندد. جنگ های دوازده روزه و چهل روزه را می توان از همین زاویه، نمونه ای مهم برای مطالعه خطای محاسباتی و غافلگیری راهبردی دانست.

یکی از مهم ترین ابعاد جنگ رمضان، همین تله منطقه امن است؛ تله ای که یک سوی آن، آمریکا و سوی دیگر آن، ایران قرار داشت، البته با دو شکل متفاوت. آمریکا ممکن است در محاسبات خود، مجموعه فشارهای اقتصادی، مشکلات داخلی، ضربات نظامی و فشارهای سیاسی بر ایران را نشانه ای از تضعیف ساختاری تلقی کرده و به این جمع بندی رسیده باشد که اگر ضربه نظامی وارد شود، جمهوری اسلامی در مدت کوتاهی دچار فروپاشی خواهد شد. این همان خطایی است که در ادبیات راهبردی می توان آن را اشتباه گرفتن «آسیب پذیری» با «ناتوانی» دانست؛ یک کشور ممکن است آسیب ببیند، اما همچنان ظرفیت بازسازی، واکنش و ادامه نبرد را داشته باشد. از سوی دیگر، ایران نیز در مقاطعی از این بحران، در معرض شکل دیگری از همین تله قرار گرفت؛ زیرا استمرار مذاکرات و فضای دیپلماتیک می توانست این تصور را تقویت کند که هنوز پنجره اصلی تحولات، میز مذاکره است، نه میدان نبرد. سخنان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی درباره اینکه برای حوادث 18 و 19 دی ماه پیش بینی مشخصی نداشتیم، اگر از منظر مدیریت راهبردی به آن نگاه کنیم، یک هشدار جدی است: مذاکره نباید هیچ گاه به معنای حذف سناریوی حمله از ذهن تصمیم گیرنده باشد. در جنگ دوازده روزه نیز هنگامی که فضای دیپلماسی در جریان بود، حمله نظامی نشان داد که دشمن می تواند هم زمان دو صفحه بازی را پیش ببرد؛ یک صفحه با زبان مذاکره و صفحه دیگر با ابزار نظامی. شهادت رهبر جمهوری اسلامی و جمعی از فرماندهان و مسئولان در این چارچوب، عمق تلخ غافلگیری را نشان داد؛ اما از نظر من، همین جا باید میان «ضربه راهبردی» و «فروپاشی راهبردی» تفاوت گذاشت. دشمن ممکن است بتواند ضربه ای سنگین وارد کند، اما این الزاماً به معنای آن نیست که توان یک ملت برای ایستادگی، بازتولید قدرت و ادامه مسیر از میان رفته است. به همین دلیل، اگر آمریکا نیز با تصور «ایرانِ ضعیف شده و آماده سقوط» وارد جنگ شده باشد، خود در معرض همان تله ای قرار گرفته که می خواست برای ایران ایجاد کند: منطقه امن ذهنی؛ یعنی اطمینان بیش از اندازه به تصویری که از قدرت و اراده رقیب ساخته ایم.

مهم ترین درس این تجربه، نه سرزنش گذشته، بلکه ساختن ایرانِ پس از غافلگیری است؛ ایرانی که دیگر هیچ آرامشی را با امنیت قطعی اشتباه نگیرد. راه خروج از تله منطقه امن، ایجاد یک فرهنگ راهبردی تازه است: مذاکره کنیم، اما غافل نشویم؛ صلح بخواهیم، اما برای جنگ آماده باشیم؛ به دیپلماسی میدان بدهیم، اما میدان را فراموش نکنیم. دستگاه سیاست خارجی، نهادهای امنیتی و نیروهای نظامی نباید سه جزیره جدا از یکدیگر باشند؛ بلکه باید یک تصویر مشترک از تهدید داشته باشند و برای هر مذاکره، هم زمان سناریوی شکست مذاکره، حمله ناگهانی، ترور، قطع ارتباطات و تغییر ناگهانی رفتار دشمن را نیز روی میز بگذارند. مهم تر از همه، باید از «تفکر تک سناریویی» عبور کنیم؛ یعنی به جای اینکه فقط بپرسیم «اگر مذاکرات موفق شود چه می شود؟»، همواره بپرسیم «اگر مذاکرات شکست بخورد چه؟ اگر طرف مقابل هم زمان با مذاکره برای حمله آماده شود چه؟ اگر دشمن تصور کند ما غافلگیر شده ایم چه؟» این پرسش ها نشانه بدبینی نیست؛ نشانه بلوغ راهبردی است. کشوری که می خواهد گرفتار منطقه امن نشود، باید هشدار زودهنگام، فرماندهی جایگزین، توزیع مراکز تصمیم گیری، تاب آوری اقتصادی، انسجام اجتماعی، سواد رسانه ای و آمادگی روانی جامعه را هم زمان تقویت کند. در چنین شرایطی، حتی اگر ضربه نخست وارد شود، ضربه نخست به ضربه نهایی تبدیل نخواهد شد. از نگاه من، این دقیقاً همان نقطه ای است که باید به جامعه امید داد: ملت ایران نباید غافلگیری را به معنای شکست تعبیر کند؛ بلکه باید آن را به دانش و تجربه تبدیل کند. دشمن زمانی به هدف راهبردی خود می رسد که پس از وارد کردن ضربه نظامی، بتواند اعتماد، امید و اراده یک ملت را نیز درهم بشکند. بنابراین، بزرگ ترین پادزهر تله منطقه امن، هوشیاری همراه با امید است؛ اینکه نه دشمن را کوچک بشماریم و نه خود را کوچک ببینیم. آینده متعلق به کشوری است که همیشه یک گام جلوتر از غافلگیری می اندیشد؛ کشوری که در زمان صلح، خود را برای جنگ آماده می کند و در زمان جنگ، راه صلح را نیز فراموش نمی کند.

سید هادی زکی نژاد