news-details

قاعده میسور؛ «جایی که عذرِ ناتوانی، جای مسئولیت را نمی گیرد»

دو تعبیر مشهور «لَا یُتْرَکُ الْمَیْسُورُ بِالْمَعْسُورِ» و «مَا لَا یُدْرَکُ کُلُّهُ، لَا یُتْرَکُ کُلُّهُ» یک پیام روشن دارند: اگر انجام کامل یک کار ممکن نیست، نباید همان مقدار ممکن و قابل انجام را نیز رها کرد. این منطق، اگر در عرصه حکمرانی و امر به معروف و نهی از منکر به صورت تحلیلی مورد توجه قرار گیرد، یک پرسش جدی پیش روی مسئولان می گذارد: اگر حل همه مشکلات امروز کشور دشوار است، آیا این به معنای آن است که هیچ بخشی از مشکلات را نمی توان و نباید اصلاح کرد؟ مردم ممکن است بپذیرند که اقتصاد، فرهنگ، آسیب های اجتماعی و اصلاح ساختارهای اداری یک شبه سامان نمی یابد؛ اما انتظار دارند آنچه قابل اصلاح است، واقعاً اصلاح شود، نه اینکه دشواریِ حل همه مسائل بهانه ای برای رها کردن مسائل قابل حل باشد.

این مسئله را در زندگی روزمره مردم به وضوح می توان دید. شهروند عادی وقتی گرانی، کاهش قدرت خرید، مشکلات معیشتی، فساد اداری، رانت، تبعیض، رابطه گرایی و کنار گذاشته شدن شایسته سالاری را می بیند، لزوماً انتظار ندارد مسئولان تمام مشکلات کشور را یک باره برطرف کنند؛ انتظار او این است که دست کم در همان حوزه هایی که امکان اقدام وجود دارد، اراده و عمل را ببیند. اگر فردی بدون شایستگی صرفاً به دلیل ارتباطات به جایگاهی برسد، مردم آن را می بینند؛ اگر فرصت ها میان گروه های خاص توزیع شود، مردم متوجه می شوند؛ اگر پرونده فساد یا رانت سال ها بی نتیجه بماند، اعتماد عمومی آسیب می بیند. همین منطق درباره مسائل فرهنگی و اجتماعی نیز صادق است. نمی توان انتظار داشت همه آسیب های اخلاقی و اجتماعی در مدت کوتاهی از بین برود، اما می توان از مسئولان درباره سیاست های فرهنگی، آموزش، پیشگیری، حمایت از خانواده، مقابله با فساد اخلاقی و اجتماعی و اجرای قانون، اقدام روشن و قابل ارزیابی مطالبه کرد. حتی در موضوعاتی مانند کم حجابی نیز اگر مسئله ای از منظر نظام حقوقی و فرهنگی کشور به عنوان یک آسیب تلقی می شود، صرفاً بیان نگرانی کافی نیست؛ سیاست فرهنگی باید سنجیده، مستمر، اقناعی و همراه با اقدام مؤثر باشد.

«قاعده میسور» فقط یک توصیه برای مردم نیست؛ مسئولیت حاکمیت را نیز می توان با همین منطق مورد پرسش قرار داد. مردم نمی گویند همه فساد را همین امروز ریشه کن کنید؛ می گویند از آنجایی که می توانید شروع کنید. نمی گویند همه مشکلات معیشتی را یک شبه حل کنید؛ می گویند برای کاهش فشار بر زندگی مردم، تصمیم های ممکن و مؤثر بگیرید. نمی گویند تمام ساختار اداری را یک باره اصلاح کنید؛ می گویند در انتصاب ها، شایسته سالاری را جدی بگیرید و اجازه ندهید باند، رابطه و وابستگی جای تخصص، تعهد و توانایی را بگیرد. نمی گویند همه آسیب های فرهنگی را فوراً از میان ببرید؛ می گویند آنچه قابل پیشگیری، اصلاح و مدیریت است، رها نشود. این همان نقطه ای است که امر به معروف و نهی از منکر از یک توصیه صرفاً فردی فراتر می رود و به مطالبه خیر عمومی، عدالت، سلامت اداری و مسئولیت پذیری اجتماعی پیوند می خورد؛ البته در چارچوب قانون، اخلاق و شرایط شرعی آن.

مسئله مهم تر این است که مردم امروز بسیاری از این مشکلات را بدون نیاز به تحلیل های پیچیده لمس می کنند. کارگری که قدرت خریدش کاهش یافته، جوانی که فرصت شغلی مناسب پیدا نمی کند، فرد شایسته ای که خود را پشت درهای بسته انتصابات می بیند، یا شهروندی که با تبعیض و رانت مواجه می شود، مسئله را با پوست و استخوان خود احساس می کند. بنابراین، هرچه فاصله میان «مشکلی که مردم می بینند» و «اقدامی که مسئولان انجام می دهند» بیشتر شود، مسئله فقط اقتصادی یا اداری نیست؛ مسئله به اعتماد عمومی نیز مربوط می شود. از نگاه من، معنای مهم قاعده میسور در حکمرانی همین است: ناتوانی از حل همه مشکلات، نباید مجوز بی عملی در برابر مشکلات قابل حل باشد. مردم حق دارند مطالبه گر باشند و مسئولان نیز باید بدانند که جامعه، هم مشکلات را می بیند و هم میزان تلاش برای اصلاح آنها را می سنجد. حکمرانی مسئولانه یعنی از همان جایی که امکان اصلاح وجود دارد، اصلاح را آغاز کنیم؛ زیرا گاهی اعتماد عمومی نه با وعده های بزرگ، بلکه با چند اقدام واقعی، روشن و قابل مشاهده دوباره ساخته می شود.

سید هادی زکی نژاد